اعتراف نامه - پايان كار وبلاگ ايران من - آزادي من
اين وبلاگ ديگر آپديت نمي شود.
من اعتراف مي كنم كه در كشوري زندگي مي كنم كه مرگ از زندگي در آن بهتر است.
من اعتراف مي كنم كه اگر اسلام اين است، من كافر از اسلام شما هستم.
من اعتراف مي كنم كه از نظام شما تنفر دارم، از رهبر شما، از رييس جمهور شما، از تمام مسئولين كثيف شما.
من اعتراف مي كنم چون در اين كشور كساني كه بايد باشند هستند و به امثال من در بازداشتگاه ها تجاوز مي شود.
من اعتراف مي كنم كه من لياقت نظام پاك اسلامي را ندارم.
من اعتراف مي كنم كه از اينكه به فكر آبادي اين كشور ويران و اصلاح اين نظام لجن آلود بودم پشيمانم
من اعتراف مي كنم كه يك بزدلم. چون توان ديدن تجاوز به من و ناموسم را ندارم.
من اعتراف مي كنم كه مقابله با وحشياني كه از هيچ كار كثيفي شرم ندارند بي نتيجه است.
من اعتراف مي كنم كه اگر حرف احمدي نژاد حرف خداست من بي خدا هستم و به اين بي خدايي افتخار مي كنم.
من اعتراف مي كنم كه هيچ بني بشري بت من نبوده و نيست.
من اعتراف مي كنم كه آزادي تقريبا مطلق است. ما توان درك اين آزادي را نداريم.
چون آزادي در ايران يعني قتل، يعني باتوم، يعني گاز اشك آور، يعني زندان، يعني اعتراف، يعني تجاوز، و بسيار يعني ها كه تماما به معني آزادي مطلق هستند.
آخرين اعترافاتم با شماست كه حامي رهبر و رييس جمهوريد.
آري من اعتراف مي كنم كه شما پيروزيد. اين پيروزي را جشن بگيريد و شادمان باشيد.
نمي توانم بگويم كه وجدان داشته باشيد چون بسيار مزحك است ولي از شما مي خواهم كه به اين فكر كنيد كه ناموس خود شما فردا به دست همين حيوان ها كه امروز حاميشان هستيد مورد تجاوز قرار خواهد گرفت.
اگر ذره اي غيرت در وجود شما مانده باشد حاضريد خودكشي كنيد ولي اين صحنه را نبينيد.
انتخاب با خود شماست.
ضمنا از فرناز جان نويسنده ي عزيز اين وبلاگ هم پوزش مي خواهم.
كور و كر بودن بسيار بهتر از لال بودن است.
فرهنگنامه سبز(22) رهبر
سید ابراهیم نبوی:
رهبر( Rahbar ): پیشوا. شخص اول مملکت. قبله عالم. ظل الله. سلطان. کسی که بالاتر از همه نشسته یا ایستاده یا خوابیده است. کسی که فعلا بیشترین قدرت را دارد. پدر یتیمان و شوهر بیوه زنان. مسوول اصلی مشکلات کشور. کسی که می تواند دستور تیراندازی به مردم را بدهد و با این کار خودکشی کند. مردی که هر وقت اخم کند، مردم را زندانی و هر وقت می خندد زندانیان را آزاد می کنند( مشکل فلسفی: او نمی خندد.) کسی که اگر دوستش داشته باشید رفتارش به نظرتان زیباست و اگر دوستش نداشته باشید، رفتارش به نظرتان غیرقابل تحمل است. کسی که عکسش را همه جا می گذارند تا مردم یادشان نرود که عامل مشکلات شان کیست. کاربرد در جمله: " رهبر در نماز جمعه مردم را تهدید کرد که ساکت بشوند."
از کجا می فهمیم چه کسی رهبر است؟
سووال: سووال می کند، ولی جواب نمی دهد.
مسوولیت: تصمیم می گیرد ولی دلیلی برای تصمیماتش ارائه نمی کند.
دشمن: تعیین می کند که امروز دشمن چه کسی است.
سلامت: هرگز دزدی نمی کند، اما می تواند تمام اموال کشور را نابود کند.
صله: شاعرانی که مشکل مالی دارند برایش شعر می گویند، اما شاعرانی که برایش شعر نمی گویند مشکل مالی پیدا می کنند.
دوستان: همه دوستان قدیمی اش دشمنان جدیدش هستند.
نابودی: آنقدر فکر می کند همه می خواهند نابودش کنند، که همین طور می شود.
سقوط: موقعی که تصمیم می گیرد محکم بنشیند، سقوط می کند.
مردم شناسی: مردم بر دونوعند، عزیزان، دشمن.
انواع رهبر
راستکی: کسی است که مردم انتخابش کرده اند و برایش می میرند، کم کم همه مجبور می شوند برایش بمیرند.( نمونه زیاد است.)
چپکی: کسی که تعیین می کند مردم چه کسانی هستند و بقیه می توانند بمیرند.( استالین)
کاریزماتیک: کسی که ابهت دارد و همه عاشق اش می شوند، مگر کسانی که در موردش فکر می کنند.( لنین)
دروغکی: کسی که به زور رهبرش کرده اند و به زور رهبر می ماند و احتمالا به زور می رود.( علی آقای خودمان)
پیشوا: کسی که فکر می کند بزرگترین موجود جهان و مردمش بهترین مردم جهان هستند، او اشتباه می کند و همین اشتباه باعث مرگش می شود.( هیتلر)
رهبر شریف: کسی که مردم را برای گرفتن حقوق شان رهبری می کند و اینقدر خوب است که بموقع و قبل از اینکه همه دشمنش بشوند، می میرد یا بموقع ترور می شود.( گاندی)
رهبر جیگر: رهبری است که مردم را از ظلم نجات می دهد و بعد هم می نشیند کنار و زیاد حرف نمی زند.( ماندلا)
رهبر خلق: کسی که حق پابرهنگان را از پولدارها می گیرد و هر کسی کفش داشته باشد، نابود می کند. بعدا پابرهنگان کفش می پوشند و او را می کشند.( پل پت)
رهبر مقاومت: کسی که مردم را در مقابل بیگانگان رهبری می کند، بعدا چون نمی خواهد بدنام شود مثل آدم استعفا می دهد و می رود توی تاریخ.( ژنرال دوگل)
رهبر در ادبیات عامیانه: " اگه بپوشی رختی، بنشینی به تختی، بازم نمی بینمت به چشم اون وختی."، " حالا که علی ساربونه، شتراش آواره بیابونه."، " اگر شعار مردم اثر داشت، یه دونه رهبرم زنده نبود."، " ای رهبر کمرباریک، فلسطین روشن و ایران تاریک."، " با حزب الله دنبه می خوره، با دانشجو گریه می کنه."، " به آقا گفتن بساط تو جمع کن، دستشو گذاشت دم دهنش."، " گفتن چرا نمی ره، گفت خدا دیرگیره ولی سخت گیره."
رباعی
ای آنکه رهبری و سزاواری
واندر عیان سرشک همی باری
رفت آنکه بود، آمد آنکه نبود
این انتخاب چه بود، به چه کاری؟
نمایش در نمایش؛ دادگاه به سینما تبدیل شد!
به گزارش موج سبز آزادی، عوامل وابسته به کودتا در دادگاه نمایشی امروز با پخش کلیپی به نام «افسوس» که حاوی تصاویری از اعتراضات اخیر بود، سعی در وارونه جلوه دادن واقعیات، متهم کردن اعتراضهای مردمی به اغتشاش و نیز حذف صحنههای فجیع کشتار مردم در مسجد لولاگر شدند.
به نوشته سایت ایرنا، اين فيلم پس از قرائت کيفرخواست عمومي توسط معاون دادستان تهران پخش شد. ایرنا هدف از این کار را «تبيين ذهن دادگاه» توصیف کرده که معنای دیگر آن ذهنیتسازی برای بازداشت شدگان و ترساندن دوباره آنها، این بار در فضایی به ظاهر علنی و رسمیتر از فضای بازجوییهاست.
حال باید عوامل تشکیل این بیدادگاه توضیح دهند که پخش چنین فیلمی، به لحاظ حقوقی چه وجههای دارد و آیا جز این است که نمایشی جدید در حین نمایشی تکراری ایجاد شده تا فضا رمانتیکتر و متهمان بیخبر از همجا شکستهتر شوند؟
ایرنا همچنین خبر داده که در این فیلم، صحنههایی از آنچه فارس و ایرنا «حمله به مسجد لولاگر» نامیدهاند هم پخش شده است. این در حالی است که حتی صداوسیما که این روزها به رسانه رسمی اعلام مواضع کودتاگران تبدیل شده است هم به کشته شدن هفت هموطن بیگناه در این مسجد اعتراف کرده بود؛ کسانی که با شلیک مستقیم تکتیراندازها از پایگاه بسیج مستقر این مسجد به شهادت رسیدند.
گفته میشود امام جماعت این مسجد که از نمایندگان آیتالله سیستانی در یاران است، در نامهای به یک مقام بالای نظام، جزئیات ماجرای حمله به مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان تهران را شرح داده و تصریح کرده آتش زدن بخشی از این مسجد و نیز کشتار مردم به بهانهی این موضوع، هر دو کار نیروهای بسیج بوده است.